نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما

آن است بیشتر سبب افتخار ما

داریم اشک سرخ و رخ زرد از غمش

در یک چمن نشسته خزان و بهار ما

از هر دو کون مهر تو کردیم اختیار

ز این بیشتر چه کار کند اختیار ما؟

داریم غربت و الم هجر و شکر و صبر

درمان درد یار بود در دیار ما

دریای اضطراب اگر نیستیم چون

ننشست هیچ سروقدی در کنار ما؟

در عالم مثال چو ماه است و آفتاب

با قدرتش معاملهٔ اقتدار ما

دست طلب به مذهب ما بسکه نارواست

دایم کج است پنجهٔ برگ چنار ما

شهباز اوج همت ما زاغ گیر نیست

دنیا به خط و خال نگردد شکار ما

پروانه سر به زانوی حیرت نهد سعیدا

روشن اگر کنند چراغ مزار ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم افتخار و غم عشق می‌پردازد. شاعر اشاره دارد که اگرچه ما به خاطر افتخار و مقام خود تحقیر شده‌ایم، اما همین افتخار بیشتر بر اعتبار ما می‌افزاید. او از درد و غم ناشی از فراق معشوق سخن گفته و در عین حال وجود شکر و صبر را در این راستا مهم می‌داند. شاعر احساس غربت و دلتنگی را توصیف می‌کند و به قدرت عشق و اختیار اشاره می‌کند که در زندگی نظام‌مند ما نقش اساسی دارد. او تأکید می‌کند که زندگی واقعی ما تحت تأثیر عشق و ارتباطات معنوی شکل می‌گیرد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق، حتی در سختی‌ها، راهگشا و نجات‌دهنده است.