نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نسخهٔ عکس رخ او، مه تابان حاضر

شاهد حرف لبش لعل بدخشان حاضر

هر که سر از خط فرمان تو بیرون سازد

تیغ ابرو، رسن زلف پریشان حاضر

دل به کفر خم زلفش سر سودا دارد

گر قبولش نشود جان و دل ایمان حاضر

گر سواد خط یاقوت نداری ای دل

مصحفی بر ورق گل خط ریحان حاضر

منکر یوسف ما کیست بگو ای دل زار

قدمی پیش بنه چاه زنخدان حاضر

منکر چاک دل صبح نگردد خورشید

تیغ آلوده به خون زخم نمایان حاضر

گر سر رفتن از خویش سعیدا داری

شاهراه نظر و چاک گریبان حاضر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن مجموعه‌ای از ابیات شاعرانه است که به زیبایی و جذابیت معشوق و تاثیر او بر دل عاشق پرداخته است. شاعر از زیبایی‌های چهره، زلف‌ها و لب‌های معشوق سخن می‌گوید و بیانگر حالتی است که عشق و کفر در دل عاشق می‌جوشد. همچنین، اشاره به معشوقی دارد که هر کس از فرمان او سرپیچی کند، با عواقب آن مواجه خواهد شد. پس از آن، شاعر به مسئله‌ای عمیق‌تر اشاره می‌کند و از دل‌تنگی و خاطرات عاشقانه‌اش می‌گوید و در نهایت به کوشش برای رسیدن به معشوق اشاره دارد. در کل، این ابیات به نوعی بازتاب احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های پرشور عشق هستند.