شمارهٔ ۳۶۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
نظر در دید او عاجز زبان در مدح او قاصر
خبرداران عالم را یکایک باخبر گشتم
نبود از او کسی آگاه، او از جملگی مخبر
در این برزخ اسیر ماسوای خود نگردانی
چو اول یاوری کردی تو یاور باش تا آخر
قسم بر مصحف روی تو دارم راست می گویم
که غیر از سورهٔ اخلاص نبود هیچ در خاطر
رخش را دیده و دانسته می پوشد ز اهل دل
ندارد رحم بر دل ها چه گوید کس به این کافر
سعیدا از خدا دیگر چه می خواهی که در عالم
زبان در مدح او گویا به نامش گشته دل ذاکر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم حضور و نظارت خدا بر همهچیز اشاره دارد. شاعر بیان میکند که خداوند در باطن و ظاهر بر همه چیز آگاه است و هیچکس نمیتواند او را درک کند. او از کسانی که در دنیا هستند، تنها خود را میشناسد و هیچکس از علم و دانش او باخبر نیست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در زندگی، باید همواره به یاد خدا باشیم و البته اگر او در ابتدای ما یاری کرد، باید تا پایان نیز یار او باقی بمانیم. در نهایت، شاعر میگوید که در دلش فقط یاد خدا و حقیقتهای بنیادی وجود دارد و از خداوند آرزویی جز نزدیک بودن به او ندارد.