شمارهٔ ۳۷۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
هر چه جز باده خوری بر تو حرام است امروز
خنده زن باده کش از جام بده رقص بکن
کار کونین در این خانه تمام است امروز
مانع ما نشود حرف کس از شرب مدام
نهراسیم ز فردا که دوام است امروز
زلف او هیچ دلی نیست که داغی ننهاد
شهر بیدادگران خطهٔ شام است امروز
خال [و] ابرو به رخت روی توجه دارند
خواجه و بنده در این شهر غلام است امروز
غم و درد و الم و خون دل و سینهٔ ریش
دور از آن یار مرا آب و طعام است امروز
در تجلی شد و گفتا که سعیدا برگوی
آن که انکار تو می کرد کدام است امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عشق، شادی و نوشیدن باده اشاره دارد. شاعر از میکده و ساقی صحبت میکند و بر لذت از زندگی تأکید میکند. او به پرداختن به مشکلات و غمها اشاره میکند و بیان میکند که امروز، زمان شادی و خوشی است. همچنین به تأثیر عشق و زیبایی معشوق بر دلها اشاره میکند و تأکید میکند که هیچکس نباید برای لذت بردن از زندگی مانع دیگری شود. در نهایت، شاعر از تغییر در نگرش دیگران به عشق و علاقهاش سخن میگوید.