نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مژده آمد که تو را کام روا شد امروز

مدعاها هدف تیر دعا شد امروز

سایه انداخت به سر قامت آن سرو روان

صعوهٔ طالع ما باز هما شد امروز

وقت خوش دولت جاوید مبارک بادا

تو بقا یاب که غیر از تو فنا شد امروز

شکر ایزد که به دور تو ز هم بی تصدیع

باطل و حق چو شب و روز جدا شد امروز

دل شد و صبر شد و جان شد و تن از جا رفت

تو خبردار نه ای بی تو چها شد امروز

[خارزارم] ز قدوم فرست شد گلزار

جنگ و کین از کرمت صلح و صفا شد امروز

به هوایی که سعیدا به تو همدم گردد

همچو نی بیدل و بی برگ و نوا شد امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان شادی و خوشحالی از وقوع یک واقعه خوشایند می‌پردازد. شاعر به طرز شاعرانه‌ای از برآورده شدن آرزوها و دعاها می‌گوید و بیان می‌کند که امروز روزی مبارک و خوش است. در این روز، سایه‌ی محبت و زیبایی بر سر او افتاده و مانع از رنج و دشواری‌ها شده است. همچنین از شکرگزاری خداوند برای وجود این خوشبختی و آرامش در زندگی‌اش سخن می‌گوید. شاعر به تغییرات مثبت در زندگی خود اشاره می‌کند و عشق و دوستی را جایگزین جنگ و کینه می‌داند، این روز را روزی پر از صلح و صفا توصیف می‌کند. در نهایت، او به آرزوی دوستی و همراهی با محبوبش می‌پردازد و احساساتی عمیق از عشق و شوق را در این روز ابراز می‌کند.