نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جلا می دهد سینه را اخگر ما

ز دل می برد زنگ، خاکستر ما

به خون لاله سان بارها شسته ایم

سیاهی نشد پاک از دفتر ما

نخواهیم سر در کشیدن به عجز

اگر تیرباران شود بر سر ما

دلیل حوادث توانیم گشتن

که هر داغ شمعی است بر پیکر ما

چو آیینه در پیش روشن ضمیران

عیان است از داغ ما جوهر ما

چو مژگان نظر بند کردیم اگر

نیفتد ز پرواز، بال و پر ما

نپوشد ز ما آنچه پوشیدنی است

شود خرقه گر آسمان در بر ما

چو داریم با ماهرویان سری

نباشد بجز مهر در کشور ما

مگر صحبت داغ گرم است امشب

که پروانهٔ ماست بال و پر ما

سعیدا چو دلداده ای دل به دست آر

که دل می برد هر زمان دلبر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از احساسات عمیق و درد ناشی از عشق و جدایی است. شاعر با استفاده از تصاویر روشن و استعاره‌های زیبا، در مورد چگونگی تأثیر عشق بر زندگی و وجود خود سخن می‌گوید. او به شجاعت در مقابل مشکلات اشاره کرده و بر این نکته تأکید می‌کند که نمی‌خواهد به عجز و گریه بیفتد، حتی اگر به سختی‌های شدیدی دچار شود. همچنین، درد و رنج‌های ناشی از عشق را به داغی که بر روح او نشسته تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که عشق، مانند شمعی است که در پس این داغ‌ها روشنایی دارد. او به عشق و محبت به معشوق استناد می‌کند و می‌گوید که دل او فقط متعلق به محبوبش است. با این حال، شاعر همچنان به دنبال دل خواهی و هم‌صحبتی با معشوق خود است.