شمارهٔ ۳۹۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
آینه زنگی مجلا گر نباشد گو مباش
شهسوار راه غم را دل به منزل میبرد
در طریق دوستی پا گر نباشد گو مباش
چون بود همخانه دشمن خانه ویران بهتر است
چون نباشد دوست، دنیا گر نباشد گو مباش
گرد سر گردیدنش کافی است شمع بزم را
در چمن پروانه را جا گر نباشد گو مباش
کاکل مشکین برای بردن دلها بس است
حلقهٔ زلف سمنسا گر نباشد گو مباش
از نظرها چون سعیدا کرد پنهان روزگار
صورت قبر تو پیدا گر نباشد گو مباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت دوستی و ارتباطات انسانی است. شاعر بیان میکند که اگر دوستی و محبت وجود نداشته باشد، زندگی بیمعنا و خالی از ارزش است. او با مثالهایی از زیباییها و نشانههای دوستی یاد میکند و تأکید میکند که در نبود آنها هیچچیز ارزشمند نیست. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی در زمانهای دشوار و جدایی نیز، وجود دوست و ارتباط با دیگران حیاتی است.