شمارهٔ ۳۸۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
نشئه دیگر میدهد می بر سر می زود باش
شعلهای از عشق پیدا کن که پیری میرسد
بر فروز آتش که آمد موسم دی زود باش
انتقام ناز او از ما فقیران میکشی
داد ما را هم ستان این چرخ از وی زود باش
جادهٔ مقصود را نام و نشان معلوم نیست
هرکه را بینی در این رهرو پیاپی زود باش
یک نفس باشد که با او خویشتن همدم کند
ساز خود را از خودی کن پاک چون نی زود باش
این غزل را صائبا هم ای سعیدا گفته است
«های [هایی] سر کن ای بیدرد، هی هی زود باش»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به دعوت به شتاب و بیداری از خواب غفلت اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد که پی در پی جامی پر کند و به نوشیدن مشروبات الهی دعوت میکند. او به عشق و آتش آن اشاره میکند و نسبت به فرا رسیدن روزهای سخت پیری هشدار میدهد. همچنین، شاعر از مشکلات زندگی و ناتوانی در مواجهه با چرخ گردون شکایت میکند و به بینظمی در مسیر زندگی اشاره میکند. دعوت به ایجاد پیوند با خود و پاکسازی روح نیز از دیگر مضامین این غزل است. به طور کلی، شاعر تأکید بر ضرورت شتاب در زندگی و عدم تعلل دارد.