نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص

که تا رسد به کفم برگ سدرهٔ اخلاص

چو نیست معنی اخلاص، کی به کار آید

اگر هزار بخوانی تو سورهٔ اخلاص

در آفتاب قیامت پناه می خواهی

ز روی صدق به دست آر سایهٔ اخلاص

ز مخلصان سر زلف آن پری روییم

گره گشای دل ماست طرهٔ اخلاص

زهفت خوان فلک وسعتش گشاده تر است

چه همت است خدایا به سفرهٔ اخلاص

ز چرب و نرم خسیسان روزگار، سعید

هزار مرتبه به خشک سفرهٔ اخلاص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت و ارزش اخلاص در زندگی و در پیشگاه خداوند است. شاعر از دنیای مادی خود را جدا کرده و به دنیای معنوی و اخلاص روی می‌آورد. او به این نکته اشاره می‌کند که بدون درک معانی اخلاص، عبادت‌ها و دعاها، حتی اگر به تعداد زیاد خوانده شوند، ارزشی نخواهد داشت. در روز قیامت، پناهگاه انسان‌ها زیر سایه اخلاص است. شاعر در نهایت به مسائلی همچون وسعت سفره اخلاص و ناپایداری دنیا و فریبندگی مادیات اشاره می‌کند و بر ارزش اخلاص تأکید می‌نماید.