نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص

بنده ام در صفت جسم به جانم مخلص

داشتم جنگ به این خوش کمران لیکن کرد

پیچش زلف به آن موی میانم مخلص

گرچه خوبان همه را لب شکرین است اما

هست آنی به لب آن که به آنم مخلص

کس ز من گوی محبت نتواند بردن

بندهٔ پیرم و با طرز جوانم مخلص

نیست در نیت من چیز دگر جز محبوب

لیک با غیر سعیدا به زبانم مخلص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر خود را مخلص و بنده‌ی معشوق می‌داند و به زیبایی‌های او اشاره می‌کند. او از جذابیت‌ها و ویژگی‌های خاص معشوق سخن می‌گوید و از جنگی که بر سر عشقش داشت، یاد می‌کند. همچنین، اظهار می‌کند که محبت واقعی‌اش تنها به معشوقش تعلق دارد و هیچ چیز دیگری در قصدش نیست. به‌طور کلی، شاعر عشقش را خالص و بدون هر گونه تظاهر و نیرنگ می‌داند.