شمارهٔ ۴۲۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
محیطی را نیارد در نظر چشم تر عاشق
بریدن ها نمایان است از غیر تو ای بدخو
که نقش بوریا باشد به پهلو جوهر عاشق
ز بالینش چه گویم کوه را سرگشته می سازد
به نرمی طعنه زد بر سنگ خارا بستر عاشق
چه می دانی تو با ما نیش آن مژگان چه می گوید
نداند کس بجز عاشق زبان خنجر عاشق
به هر جا نوخطی دیدم گرفتم نسخهٔ او را
نباشد جز خط خوبان [خطی] در دفتر عاشق
چرا شوریده دایم می رود دریا نمی دانم
مگر افکنده بی باکی در او خاکستر عاشق
سرت گردم برای چشم زخم و عطر بزم تو
نمی سوزد بجز دل چیز دیگر مجمر عاشق
سعیدا غیر چشم مست و مژگان سیاه او
نباشد حکم کس فرمان روا در کشور عاشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از خشکی محیطی که عاشق در آن زندگی میکند شکایت میکند و نشان میدهد که عشق واقعی در دل او زنده است. او به طعنههای معشوق و رنجهایی که از آن ناشی میشود اشاره میکند و میگوید که تنها عاشق قادر است عمق این احساسات را درک کند. در این شعر، محبت و زیبایی معشوق به نحوی بیان شده که زندگی عاشق را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین بر تأثیر عشق بر روی زندگی و روحیه خود تأکید میکند و در نهایت عشق و زیبایی معشوق را فراسوی هر چیزی میداند.