نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک

لعلی است که کردند برون از جگر خاک

جز پاک نیندیشد و جز پاک نبیند

در هر که بود دیدهٔ غمناک و دل پاک

صد شیوه به هر چشم زدن باز نماید

دلگیر نگردد کس از آن چشم غضبناک

بی خون جگر فهم سخن را نتوان کرد

هر چند که دلسوز بود شعلهٔ ادراک

آویخته صد حلقهٔ جان بر سر هر مو

دل در چه شمار است در آن حلقهٔ فتراک

صحرای فراق و ره آن کوی سعیدا

دشتی است بلا خیز و طریقی است خطرناک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

باده گلگون که از رگ تاک می‌آید، نماد شادی و زندگی است که از دل خاک خارج شده است. افرادی که دل پاک دارند، تنها به خوبی‌ها فکر می‌کنند و نمی‌توانند از غم و ناراحتی‌ها بی‌توجه باشند. این شعر به بیان این نکته می‌پردازد که وقتی دل پاکی داشته باشی، درک عمیق‌تری از زندگی خواهی داشت. همچنین به زیبایی‌های عشق و سختی‌های فراق اشاره می‌کند و آن را به یک راه خطرناک و پر از بلا تشبیه می‌کند. در نهایت، به اهمیت عاطفه و خون دل خوردن در فهم واقعیات زندگی اشاره می‌کند.