شمارهٔ ۴۴۴ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اهل عرفان را نباشد فکر سبز و زرد و آل
هر چه افتد در کف دریا بود رزق حلال
گرد کلفت روشنی بخش ضمیر عارف است
خاکساران را غبار تن بود وجه کمال
عاشقان را نشکند پرهیز جز دیدار دوست
روزی آیینه موقوف است بر عکس جمال
ترک دنیا کردگان را دل ز کلفت فارغ است
در نمی یابد رخ آیینه را گرد ملال
پیش آن جمعی که قدر وصل را دانسته اند
حرف در ترک دو عالم می رود نی ترک مال
رمز خاموشی نمی دانند غیر از خامشان
کس نمی فهمد زبان لال را جز گوش لال
یا برو ز اهل حقیقت باش یا ز اهل مجاز
کی به یک جا راست می آید سعیدا حال و قال؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ویژگیهای اهل عرفان و عشق به خدا میپردازد. شاعر تأکید میکند که عارفان به خاطر درک عمیق خود از حقیقت، از تمایلات دنیوی و مادی خالی هستند و در زندگیشان تنها به جستجوی دیدار معشوق میپردازند. برای آنها، روزی حلال به معنای الهی است و هر آنچه در دریا میافتد، نشاندهنده برکت و نعمت است. عارفان به نور و روشنی دل دست مییابند و از غبار دنیا فارغ میشوند. برای عاشقان، پرهیز و دوری از دنیا معنایی ندارد و آنها در این راه به حقیقت وصل میشوند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید در یکی از دو راه حقیقت یا مجاز انتخاب کرد، چرا که نمیتوان همزمان در هر دو مسیر پیش رفت.