نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل

بلبل شده سرمست ز بوی عرق گل

بس ریخته ای خون صراحی تو در این باغ

آتش به گلستان زده امشب شفق گل

اوراق پریشان شده اش صرف هوایی است

صبحی که صبا طرح نموده سبق گل

حکم است که بی گل می گلرنگ ننوشند

داغ است دل لاله وشان ز این نسق گل

بردار ز رخ پردهٔ ناموس جهان را

سرپوش نکرده است کسی بر طبق گل

تدبیرگر جمله مهمات سعیدا

از نکهت گل ساخته سد رمق گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف زیبایی‌های گل و تأثیر آن بر روح و دل شاعری است که تحت تأثیر عطر و رنگ گل‌ها قرار گرفته است. شاعر به توصیف بلبل سرمست و شبنم بی‌مهر که بر ورق گل نشسته می‌پردازد و از تأثیرات عاطفی عمیق گل‌ها بر دل انسان می‌گوید. او اشاره می‌کند که بدون گل، احساسات و طراوت ممکن نیست و تأکید می کند که برای درک زیبایی و عشق، باید به سراغ گل‌ها رفت و از آن‌ها الهام گرفت. همچنین به بی‌پناهی و آسیب‌پذیری دل می‌پردازد و از اهمیت حفظ این زیبایی و رمز و رازها سخن می‌گوید.