شمارهٔ ۴۴۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
گردون مثال طاق روانی ز دود دل
پرهیز کز حقیقت خود کرده ام روان
مانند شعله روح روانی ز دود دل
با صد هزار تعبیه اش نقش بسته ام
چون آسمان شکسته کمانی ز دود دل
تا در هوای قامت او سوخت سرکشید
در باغ سینه سرو روانی ز دود دل
دایم ز آه، سینهٔ عشاق روشن است
هرگز ندیده ایم زیانی ز دود دل
هرگز نسوخت خاطر یاران به حال ما
کردیم بی حساب بیانی ز دود دل
داریم همچو لاله سعیدا در این چمن
از چشم زخم داغ نهانی ز دود دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز درد و عشق شاعر اشاره دارد. شاعر از آتش دل و دودی که از عشق و احساساتش برمیخیزد سخن میگوید. او به صورت نمادین، نشانهایی از عشق و حقیقت را در دل خود جای داده و در برابر زیبایی و قد و قامت معشوقش سر بر میسوزد. عشق را همچون شعلهای پرنور و آتشین توصیف میکند که در سینهی عاشقان میسوزد و این یادآور درد و عشق جاودان است. شاعر همچنین اعتراف میکند که عشقشان به هیچ کس آسیبی نرسانده و همچنان در باغ زندگی خود، با زیبایی و درد عشق سر کردهاند.