نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار رام

می دهد بی نشئه را پیر مغان از باده جام

وقت رفتن از جهان [و] روز محشر در میان

یا رسول الله شفاعت یا خدا حسن الختام

صحبت ناقص کجا با کاملان آید برون

می تواند کرد دانا در دل دانا مقام

باده ممنوع است ای مفتی و مال غیر نی؟

از کجا معلوم گردید این حلال و آن حرام

طرفه صیادی است چرخ از مکر او غافل مباش

دانه ظاهر کرده و در خاک پنهان کرده دام

عمرها کردیم ضایع تا که شد این رمز فاش

عابدی کاری است مبهم زاهدی کاری است خام

نیست ما را با کسی در نعمت حق گفتگو

باده با ما رزق و روزی باد با زاهد طعام

بر صفات یار [و] بر اسمای او عارف نشد

تا نشد عریان سعیدا از لباس ننگ و نام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شاعری عارف حکایت می‌کند که به بررسی مسائلی چون شفاعت، نعمت‌های الهی و تفاوت میان عارفان و زاهدان می‌پردازد. شاعر به شکاف میان علم و عمل اشاره کرده و به این نکته می‌رسد که عابدان و زاهدان ممکن است درک عمیق‌تری از حقیقت نداشته باشند. او از باده و لذت‌های زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در نهایت، درک واقعی نعمت‌های الهی در شفافیت و دوری از زرق و برق دنیوی است. در نهایت، او به عریانی از زرق و برق دنیا و درک عمیق از صفات الهی اشاره می‌کند.