شمارهٔ ۴۶۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برون می آورد از دل کدورت را می نابم
تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم
من از آن جوهر ذاتی که دارم کم نمی گردم
چه شد چون تیغ، گردون گر در آتش می دهد آبم
به زلفش گر ندارم نسبتی خود از چه رو طالع
گهی دارد پریشان گه مشوش گاه بیتابم
اگر بادم برد پیچیده خواهد برد خاکم را
وگر سیلم برد می افکند در دست گردابم
اگر تیغم زنی بر سر چو کوه از جا نمیجنبم
چو یوسف میروم گر افکنی در چاه سیمابم
سعیدا جز حضور دل عبودیت نمی دانم
از آن روزی که شد ابروی جانان طاق محرابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و دردهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از کدورتها و تلخیهایی که تجربه کرده، سخن میگوید و به یاد معشوق و تأثیر او بر زندگیاش میافتد. او به قدرت پایدار خود در برابر ناملایمات اشاره کرده و میگوید که به رغم مشکلات، همچنان به عشق و عبودیتی که نسبت به معشوق دارد، پابند است. همچنین، نمادهایی از استقامت، درد و زیبایی عشق را به تصویر میکشد و به نوعی در جستجوی وصالی معنوی و عاطفی است.