نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردم

اگر جان خاک راه او نمی‌کردم چه می‌کردم

نه عالم آن وفا دارد نه جنت آن صفا دارد

اگر جان بر سر آن کو نمی‌کردم چه می‌کردم

پی اثبات شمشیری که خونم ریخت آن بدخو

اشارت گر به آن ابرو نمی‌کردم چه می‌کردم

سویدای دل و سویدای دین و کار ایمان را

از آن گیسو اگر یک‌سو نمی‌کردم چه می‌کردم

چو آن نازک میان را خواستم در دل کشم صورت

خیال خویش را چون مو نمی‌کردم چه می‌کردم

سعیدا روبه‌رو چون کرد با دنیا مرا دوران

چو او با او اگر نیرو نمی‌کردم چه می‌کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و الوهیت عشق و وفاداری می‌پردازد. او از خود می‌پرسد که اگر عشق و وفاداری به معشوق را در دل نداشت، چه می‌کرد. او بر این باور است که چنین عشقی در دنیا و علوم دیگر یافت نمی‌شود و اعتقاد دارد که جان خود را برای معشوق فدای کرده است. شاعر به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و بر قدرت و تاثیر آن بر دل و ایمان خود تأکید می‌کند. به‌طور کلی، این شعر بیانگر تحیر و عمیق‌ترین احساسات انسانی در مواجهه با عشق است.