شمارهٔ ۴۶۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ندیده کسی آنچه من دیدهام
سرم گشت از بس که گردیدهام
اگر تار عمرم کند دور نیست
بر این رشته بسیار پیچیدهام
دمی بیمحبت کجا بودهام
که تا بودهام عشق ورزیدهام
وفا و محبت در این کهنه دیر
ندیدم ز کس بلکه نشنیدهام
ز من خوش نشد دل کسی را ولی
نرنجاندهام هم نرنجیدهام
ز مردم کسی را که خودبین نباشد
ندیدم به جز مردم دیدهام
سعیدا ز اوضاع آزادگان
همین ناپسندی پسندیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به تجربیات و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او از دیدهها و چرخشهای فراوان در زندگی سخن میگوید و این که عمرش با پیچیدگیهای زیادی گذرانده شده است. او تأکید میکند که همیشه عشق و محبت در زندگیاش وجود داشته و هرگز از کسی دردی ایجاد نکرده است. شاعر به این موضوع میپردازد که وفا و محبت را در دیگران ندیده و تنها یکدیگر را درک نکردهاند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که از اوضاع آزادگان نیز فقط ناپسندی را پسندیده است.