شمارهٔ ۴۷۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به دل، داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
نه داغ است این که از جان رونما آیینه ای دارم
چو مشکم نکهت «فقر سواد الوجه» می آید
از آن چون نافه بر تن خرقهٔ پشمینه ای دارم
تو ای زاهد ملمع کرده ای دلق ریایی را
من از لمعات داغ او مصفا سینه ای دارم
اگرچه تلخ دارد فکر شنبه کام طفلم را
ولی از قند شیرین تر شب آدینه ای دارم
ز بس کردم صفا در یاد آن معنی دل خود را
به تصویر خیالش خلوت آیینه دارم
گدایم گرچه در صورت سعیدا لیک در معنی
ز داغ بی شمار عشق او گنجینه ای دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از داغ عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به شدت به عشقش وابسته است و این احساسات را به وضوح بیان میکند. او از زهد و ریای عدهای انتقاد میکند و به خود و احساسات واقعیاش اشاره میکند. با وجود تلخیهای زندگی، به لطف عشقش حالتهای شیرینی را تجربه میکند و در دلش تصویری از معشوق دارد که برایش بسیار گرانبهاست. در نهایت، به رغم ظاهرش که ممکن است فقیر به نظر برسد، در عمق وجودش به ثروتی از عشق و احساسات دست یافته است.