نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم

بی روی تو مجبورم بی لعل تو مخمورم

بی چشم تو حیرانم بی زلف پریشانم

خود گو چه بود درمان من خسته و رنجورم

در کعبه و بتخانه در مسجد و میخانه

نبود به پریخانه جز روی تو منظورم

دنیا به چه می شاید عقبا به چه کار آید

این درد و الم زاید آن از تو کند دورم

جان بی تو نیارامد دل خون دل آشامد

کارم به چه انجامد از دیده بشد نورم

بس غصه [و] غم خوردم من شکوهٔ این دردم

از دست تو می گردم لیکن چه کنم دورم

هم درد و الم باشد هم محنت و غم باشد

این حشمت جم باشد آن شوکت فغفورم

ناسوده از این گلشن نی جان و نه دل نی تن

لذت چه برد از من روزی که خورد گورم

آن یار بعید آمد از بخت سعید آمد

از غیب نوید آمد من شبلی و منصورم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس جدایی و دوری از معشوق است. شاعر به شدت در حال رنج و محنت است و بی‌تابی خود را در فقدان عشق بیان می‌کند. او می‌گوید که در هر مکان، چه در معبد و چه در میخانه، فقط به یاد چهره محبوبش است. همچنین، او به بی‌معنایی دنیا و دردهایی که از دوری معشوق به آن دچار شده می‌پردازد و از بی‌قراری جان و دلش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به آرزوی نشستن در کنار محبوب و رهایی از غم و اندوه اشاره می‌کند.