نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم

می‌کشم باری اگر بار ملامت می‌کشم

هرچه آید بر سرم سنگ محبت را به دوش

می‌شوم منصور و بر دار ملامت می‌کشم

نیست جز مفلس سلامت رو در این یک کوچه راه

تا بود در جیب دینار ملامت می‌کشم

تا سلامت بگذرم از دیدهٔ نامحرمان

خویش را در چار دیوار ملامت می‌کشم

نیست در تن جای یک ناخن سلامت ای رقیب

سنگ بر سر پای بر خار ملامت می‌کشم

غیر می‌داند سعیدا سبحه دارد در بغل

من به زیر دلق، زنار ملامت می‌کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر آلام و رنج‌های شخصی است که به خاطر محبت و راهی که انتخاب کرده، تحت فشار و ملامت قرار دارد. گویا او با وجود مشکلات و آزارهای دیگران، بار این ملامت‌ها را به دوش می‌کشد و با قدرت پیش می‌رود. او به نوعی به مبارزه با بدبینی و قضاوت‌های اطرافیان می‌پردازد و نشان می‌دهد هرچه بر او می‌گذرد، عشق و وفاداری‌اش به اصول و اعتقاداتش پایدار است. در نهایت، او سختی‌ها و دردهایش را با صبوری و استقامت تحمل می‌کند.