شمارهٔ ۴۹۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
با بتان من عشقبازی می کنم
عشق را من دلنوازی می کنم
بی محبت هر که میرد کافر است
هست تا جان عشقبازی می کنم
تا نیازی هست پیش او مرا
پیش غیرش بی نیازی می کنم
گر برد بالا به پایش اوفتم
پست سازد سرفرازی می کنم
دلق من از گریه تر شد خوب شد
خرقهٔ خود را نمازی می کنم
در محبت چاره ای با آن که نیست
باز فکر چاره سازی می کنم
ساحت میدان وسیع افتاده است
من سعیدا ترکتازی می کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ابراز عشق و محبت میپردازد و میگوید که با عشق زندگی میکند و آن را دلنواز میداند. او اعتقاد دارد که بیمحبتی موجب کافر شدن انسان میشود و تاکید میکند که در صورت نیاز، به معشوقش توجه دارد و هرگز به غیر او بینیاز نمیشود. اگر عشق او را به اوج ببرد، او نیز سرفرازی را تجربه میکند. شاعر با بیان اینکه دلق او از گریه تر شده است، نشان میدهد که در عشق و محبت به دعا و نیایش نیز پرداخته است. در نهایت، او با وجود مشکلات، باز هم به فکر چارهجویی و پیشرفت در عشق و محبت خود است. ساحت وسع و آزادی را در میدان عشق میبیند و به ترکتازی در این زمینه ادامه میدهد.