شمارهٔ ۵۰۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نفع، آن است که من نافع خود می بینم
صنعت آن است که من صانع خود می بینم
زلف یا بخت سیه یا مه تابان یا مهر
هر چه رو می دهد از طالع خود می بینم
چون توانم که دگر پیشرو کس باشم
من که خود را تبع تابع خود می بینم
کشت این هستی موهومه که از دیدن باز
خویش را در همه جا مانع خود می بینم
با وجودی که پریشان نظرم می گویند
چون سعیدا همه جا جامع خود می بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بررسی خودآگاهی و احساس فردی خود میپردازد. او بیان میکند که نفع و سودش را در خود میبیند و تمام اتفاقات زندگیاش را نتیجه تقدیر و سرنوشت خود میداند. همچنین به این نکته اشاره میکند که نمیتواند پیشوای دیگران باشد چرا که خودش را تابع و وابسته به خود میداند. او به نوعی از فضل وجود خود صحبت میکند و به رغم آشفتگیهای ذهنی، در تمام جوانب زندگی خود را کامل و جامع میبیند. به عبارتی، او در جستجوی معنا و شناخت خود است و از این شناخت به آرامش و تحقق میرسد.