نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من ز جا از سخن جنت مأوا نروم

از سر کوی بتان گر روم از جا نروم

جلوه اش بیشتر از رفتن من برد از جا

خود به خود از پی آن سرو خودآرا نروم

لاله ام لاله به خون جگر خود سازم

همچو ساغر پی دریوزهٔ مینا نروم

چون روم بر در او بگذرم از نام و نشان

ز آن روم از خود و همراه سعیدا نروم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و جذبه‌ای است که گویا شاعر به معشوق خود دارد. او می‌گوید هرچقدر هم که بخواهد از محل زندگی‌اش برود، به خاطر زیبایی و جلوه معشوقش نمی‌تواند از آنجا جدا شود. حتی اگر در مسیر معشوق برود، باز هم نمی‌تواند از خود و هویتش جدا شود. شاعر از زیبایی معشوقش مانند لاله‌ای خونین و ساغری پر از مینا یاد می‌کند و نشان می‌دهد که عشقش چقدر عمیق و طاقت‌فرساست. در نهایت، این احساسات او را به جایی می‌رساند که از نام و نشانی از خود می‌گذرد تا فقط به معشوقش نزدیک‌تر شود.