نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ناخورده شراب ناب مستیم

نادیده خدا خداپرستیم

خورشید با ما سجود دارد

هر چند که ما ز خاک پستیم

در کفر سواد اعظم عشق

زنار ز دست فقر بستیم

دیدیم جز او فنای مطلق

چه تحت و چه فوق هر چه هستیم

چون بحر خیال موج زن شد

در زورق فکر خود نشستیم

سرتا سر کاینات گشتیم

از قید قیود عقل جستیم

دیدیم طلسم بود و نابود

با سنگ محبتش شکستیم

جز کفر، رهی به دین ندیدیم

هر چند که مؤمن الستیم

بی نفی نشد ثبوت، واجب

از کفر به زور کفر، رستیم

در قبضهٔ قدرتیم چون ما

بیهوده به فکر قبض و بسطیم

بستیم نظر ز بد سعیدا

در خانهٔ عافیت نشستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به افکار عمیق شاعر درباره عشق، خدا و وجود اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون "شراب ناب" و "خورشید" نشان می‌دهد که با وجود مخالفت‌ها و مشکلات، به عشق و حقیقت نزدیک شده است. او از قیود عقل آزاد شده و به جستجوی ارزشی درونی و معنوی پرداخته است. همچنین به تضاد بین کفر و ایمان اشاره می‌کند و در نهایت، به آرامش در عافیت و دوری از بدی‌ها می‌رسد. این شعر به بررسی درونی و فلسفی شاعر درباره رابطه‌اش با خدا و عشق اشاره دارد.