نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم

گاه هشیار گهی مست گهی مدهوشیم

سخن توبه و تسبیح به زاهد گویید

باده تا هست در این میکده می می نوشیم

گر حقیقت نبود عشق مجازی کافی است

دیگ آبیم که از آتش خس در جوشیم

سعی ما در ره جانان نه به امداد کسی است

تا در این تن رمقی هست به جان می کوشیم

سر کونین نهان در دل خون گشتهٔ ماست

آن حبابیم که دریای قدم می پوشیم

در خرابات سرودیم به مسجد تسبیح

پیش گل دیده و در صحبت بلبل گوشیم

ما گل باغ جهانیم و رقیبان [خارند]

راز خود فاش، گناه دگران می پوشیم

ما ز مردان نهراسیم که خود بر سر خویش

خاک کردیم سعیدا و کفن بر دوشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و وضعیت انسان‌ها در رابطه با عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر در آن به تغییرات روحی و روانی انسان‌ها اشاره می‌کند که گاهی شجاع و گاهی بی‌خیال هستند. او بر اهمیت عشق، حتی عشق مجازی، تأکید می‌کند و بیان می‌کند که تلاش آن‌ها در مسیر عشق، بسته به کمک دیگران نیست. شاعر خود را به عنوان کاروانی می‌بیند که در جستجوی حقیقت هستند و همچنین به تضادهای موجود در زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر خود را در کنار دیگران، در حال محو شدن در عشق و زندگی می‌داند و به عدم ترس از موانع اشاره می‌کند. این شعر ترکیبی از رمز و راز و تفکر عمیق در مورد عشق و موجودیت است.