نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خیرالامور اوسط اولاد آدمیم

در عین عالمیم و مبرا ز عالمیم

در مفلسی است چاشنی حد اعتدال

چون کاسهٔ تهی نه زیادیم و نه کمیم

در دامگاه حادثه صیدی چو ما که دید

رامیم با شکاری و از خویش می رمیم

دیدیم تا در آینهٔ دل جمال دوست

اسکندر زمانه و هم جام و هم جمیم

ما را تلاش چشمهٔ حیوان چو خضر نیست

آب حیات یافته از چاه زمزمیم

ای دل صفای مروه ز سعی تمام ماست

ما در حریم خاص دل و دیده محرمیم

[ار هست] جور چرخ به نیکان تو ای رقیب

با ما بدی مکن که ز نیکان عالمیم

تاب نگاه گرم نداریم از کسی

بر روی روزگار مگر چشم شبنمیم

برهان ما کلام خداوندگار ماست

هر جا که می رویم سعیدا مکرمیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ویژگی‌های انسان‌ها و جایگاه آن‌ها در جهان می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که ما به عنوان نسل آدم، در عین آگاهی و دانش، از جهان مادی نیز بالاتر هستیم. زندگی ما به گونه‌ای است که در عین برخورداری از اعتدال، نه زیاد و نه کم، در دام‌های غیرمنتظره و چالش‌ها گرفتار می‌شویم. شاعر از زیبایی‌های دوستان و عالم خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در جستجوی حقیقت و معنای زندگی، از چشمه‌های حیات و دانش بهره‌مند هستیم. او همچنین به رویکرد مثبت و اخلاقی انسان‌ها اشاره دارد و می‌گوید که ما به عنوان نیکان جهان، بایستی از بدی‌ها دوری کنیم و خواسته‌های خود را در راستای ارزش‌های الهی قرار دهیم. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هر جا برویم، در جستجوی سعادت و بزرگی هستیم.