نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیفتی گر ز پا در راه دل سر می‌توان گشتن

نهی گر سر به پای خویش سرور می‌توان گشتن

چو ابراهیم فرزندی مگر آید برون ز این در

به آن امید، سالی چند آذر می‌توان گشتن

بزن بر خاک، در راه یقین یکبارگی خود را

چو قلب صاحب دل بی‌گمان زر می‌توان گشتن

چو سنجیدیم انصاف فقیه و شیخ و زاهد را

مسلمانی اگر این است کافر می‌توان گشتن

اگر دور است راه پارسایی جانب دیگر

سعیدا می‌توان چرخی زد و بر می‌توان گشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون عشق، ایمان و تلاش در مسیر حقیقت می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر در راه عشق و دل‌شکستگی به زمین بیفتی، همچنان می‌توان به حالت سرخوشی و رضایت رسید. او به نمونه‌ای از ابراهیم اشاره می‌کند که با امید به فرزند، سال‌ها در انتظار مانده است. همچنین، از اهمیت جان‌فشانی و یقین در راه حق یاد می‌کند و می‌گوید که گاهی باید خود را در خاک بیفکنیم تا به حقیقت دست یابیم. در نهایت، شاعر با اشاره به مقایسه‌های بین افراد مذهبی، نوعی انتقاد از سطحی‌نگری دینی را مطرح کرده و به این نکته می‌رسد که اگر مسیر درست دور افتاده باشد، می‌توان از طرق دیگری نیز به حقیقت رسید.