شمارهٔ ۵۲۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن
به قضا رضا چو دادی به خدا توان رسیدن
چو خیال عشقبازان به هوای دل قدم نه
که به منزل محبت نه به پا توان رسیدن
به درآ ز راه چشمم چو نگاه، دلنشین شو
که ز مروه چون گذشتی به صفا توان رسیدن
دل من ز دجلهٔ غم به کنار، بانگ می زد
که توان گذشتن از ما به شما توان رسیدن
مرو از پی خیالی بنشین به گوشهٔ دل
که به این حیات ناقص به کجا توان رسیدن
ز مجاز چون گذشتی به حقیقت آشنایی
که ز سایه گر بریدی به هما توان رسیدن
به صفای خود سعیدا بنشین به گوشهٔ دل
که به این حیات ناقص به کجا توان رسیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان تجربیات و احساسات خود میپردازد و به بیان این نکته میپردازد که برای رسیدن به آرامش و عشق، نیاز است که از درد و مشکلات عبور کرد. او به این اعتقاد دارد که با پذیرش قضا و رضایت، میتوان به خدا نزدیک شد. همچنین، از اهمیت عشق و محبت در زندگی و دشواریهای ناشی از آن صحبت میکند و به گذر از دنیای مادی به سمت حقیقت اشاره میکند. در نهایت، او دعوت به سکوت و تفکر در دل میکند تا از سختیهای این حیات ناقص بگذرد و به صفا و حقیقت نزدیکتر شود.