نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن

آن نوخطی که ریخته باشد بنای حسن

گر فتنه های حسن تو خوابد عجیب نیست

فرش خوشی است سبزهٔ خط زیر پای حسن

هر دم به ناز بالش دل تکیه می کند

آن سرو قامت چمن دلگشای حسن

پرواز از نشیمن ابرو نمی کند

شد حلقه های زلف تو دام همای حسن

خوبان ز غیر، منت چیزی نمی کشند

از برگ گل نسیم کند بوریای حسن

چندین هزار جامهٔ جان را به تن درید

تا دوخت آسمان به قد او قبای حسن

هر عضو او به عضو دگر ناز می کند

خوش بی نیاز بوده ز سر تا به پای حسن

در حسن، ما حقیقت کونین دیده ایم

بیهوده کی کشیم سعیدا جفای حسن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفی زیبا از حسن و ویژگی‌های اوست. شاعر با استفاده از تصاویری چون مهمانسرای حسن، سبزه و گل، به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های شخصیت حسن می‌پردازد. حسن به عنوان نماد زیبایی و ناز، اثر شگرفی بر اطرافیانش می‌گذارد و در واقع به نوعی تجلی حقیقت و کمال در عالم است. شاعر از عشق و محبت به حسن سخن می‌گوید و به نوعی به بی‌نیازی و کمال او اشاره می‌کند. در نهایت، از جفای حسن به عنوان دوری و جدایی نیز صحبت می‌شود، که نشان‌دهندهٔ عمق احساسات شاعر نسبت به اوست.