شمارهٔ ۵۴۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانو
گهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو
چنان از صورت آدم گریزانم که در معنی
نمی خواهم که باشد پیش رو آیینهٔ زانو
ز بیم تیر مژگان ای دلا در زلف جا کردی
اگر مردی بیا و جای کن در گوشهٔ ابرو
سعیدا گفتگوها داشت از موی میان او
بسی من گرد واگشتم ندارد آن کمر یک مو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و از او به عنوان کسی یاد میکند که چهرهاش با ماه و ستارهها مقایسه میشود. او از خوف و حسادت نسبت به زیبایی محبوبش صحبت میکند و میگوید که حتی از نگاه به خود در آینه نیز میگریزد. همچنین شاعر درباره پیچیدگیهای موی محبوبش و تاثیر آن بر احساساتش سخن میگوید و در نهایت، به زیبایی خاص و منحصر به فرد او اشاره میکند که هیچ چیزی نمیتواند آن را تکرار کند.