نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خطش نوشته بر او آیت کلام الله

سواد مملکت حسن اوست، زلف سیاه

جهان شبی است در او راه مختلف بسیار

به هر صدا که ز پایی رسد مرو از راه

دل است آینه ای صاف از غبار حدوث

که عکس، می ننماید به غیر «وجه الله»

رهی به سوی خدا ممکن است اگر به جهان

مرا عقیده نباشد بجز دل آگاه

دراز و کوتهی دست در جهان سهل است

مباد دست دل افتد ز [معنیی] کوتاه

اگرچه بی گنهم لیک مستحق عذابم

که دور از تو نمردم همین بس است گناه

نمود موی ز کاکل، جهان معطر کرد

مگر که معدن مشک خطاست، زیر کلاه

ز عشق، کافر و مؤمن به کام خویش رسند

کسی به ناخوشی دل نرفت از این درگاه

تو را چو حضرت یعقوب چشم گریان نیست

وگرنه یوسف مصری است در بن هر چاه

من آن مرید محبم که بعد مردن من

ز خاک من نزند سر به غیر مهر گیاه

از آن به طرهٔ محبوب دل سعیدا بست

که عندلیب کند شاخ به خویش پناه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعریست که به زیبایی و عمق عشق و جستجوی الهی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون آینه دل، زلف سیاه و موی محبوب، به بیان احساسات عمیق خود و تعلق به خداوند می‌پردازد. او معتقد است که عشق، راهی به سوی خداست و دل انسان آینه‌ای است که تنها باید منعکس‌کننده‌ی ذات الهی باشد. همچنین، اشاره به اینکه گناه و دوری از خداوند مهم‌ترین خطا است، نشان‌دهنده‌ی درک شاعر از معنای عشق و وصل به معشوق است. این شعر در نهایت به عشق و وفاداری نسبت به محبوب اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی پس از مرگ، عشق و محبت او همچنان زنده است.