نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

دوست به دشمن به کربلا تو نمودی

یوسف یعقوب را بها تو نمودی

صورت جان من است جسم لطیفت

آنچه ندیده است کس مرا تو نمودی

زلف گشودی و خط سبز کشیدی

آنچه نبود آن سوا سوا تو نمودی

بوالحکمی را ابوی جهل تو کردی

ختم نبوت به مصطفی تو نمودی

رسم جفا، روی خوب و چشم سیه را

دلبری و شوخی و ادا تو نمودی

در حرم امن جای توست سعیدا

چون به قضای خدا رضا تو نمودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زبان شاعرانه درباره‌ی عشق و محبت به محبوبی پرداخته است. شاعر به تصویرسازی از دوستی و دشمنی اشاره می‌کند و به معانی عمیق‌تری چون قدرت و زیبایی عشق و همچنین تأثیرات آن در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. او با تشبیه‌های هنرمندانه، مانند اشاره به سرگذشت یوسف و یعقوب، نشان می‌دهد که چگونه محبوبش مانند جان اوست و در زندگی‌اش نقش مهمی ایفا می‌کند. شاعر همچنین به ویژگی‌های محبوب، از جمله زیبایی و دلربایی‌اش اشاره می‌نماید و در نهایت، به آرامش و امنیتی که در نزد محبوبش پیدا می‌کند، اشاره می‌نماید.