شمارهٔ ۵۷۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
شوم قربانت ای بدخو که هم اینی و هم آنی
بجز نیکی مکن زینهار در عالم دگر کاری
که روزی چند در این خانهٔ ویرانه مهمانی
چسان فردا توانی دید خورشید جمالش را
که چون نرگس به روی گلرخان امروز حیرانی
گره شد در خم زلفش زبان شانه از گفتن
که را دستی که گوید حرف با جمع پریشانی؟
در این ره زینهار ای دل تعلق کمترک بهتر
سعیدا رخت هستی باشدت بار پشیمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و زیبایی میپردازد و رابطه میان معشوق و عاشق را توصیف میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که معشوق همزمان میتواند هم جسم و هم روح عشق باشد. او از طرفی به بقا و گذرای زندگی اشاره میکند و هشدار میدهد که فقط نیکی و کارهای خوب انجام دهیم، زیرا ما مهمان در این دنیای ویرانه هستیم. شاعر به چالشهای ارتباط با معشوق و حیرتهای ناشی از عشق نیز میپردازد و در نهایت تأکید میکند که هر چه تعلق و وابستگی به مسائل دنیا کمتر باشد، بهتر است، زیرا در غیر این صورت انسان ممکن است پشیمان شود.