شمارهٔ ۵۸۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
واقف از زاده و نزاده تویی
«عالم الغیب و الشهاده» تویی
عاشقان را تو می کنی سرمست
طرب افزای جام باده تویی
شهسواران به قوت تو سوار
دستگیر من پیاده تویی
در رحمت به روی هر دو جهان
بی غرض بی سبب گشاده تویی
فارغ از دی و حال و فردایی
بی نیاز از کم و زیاده تویی
فتنه آموز چشم و زلف سیاه
آبروی جمال ساده تویی
در زمین و زمان و غیب و شهود
قادر و قدرت و اراده تویی
شعله پرداز و نورافشان ساز
در دل صاف و روی ساده تویی
در بیان کمال آن معشوق
ای سعیدا زبان گشاده تویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف معشوقی الهی و بینظیر میپردازد که همهچیز از او سرچشمه میگیرد. شاعر به ویژگیهای او اشاره میکند، از جمله علم و آگاهی، قدرت در عشق ورزیدن و ایجاد شادی در دل عاشقان. معشوق، بینیاز و بیغبن از زمان و مکان است و قدرت و ارادهاش در همه جا و همه حال حاضر است. او به عنوان کسی که زیبایی را به نمایش میگذارد و آرامش و نور را به دلها میآورد، معرفی میشود. در نهایت، شاعر با زبان خاص خود، از کمال و زیبایی معشوق سخن میگوید و به نام او اشاره میکند.