نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الهی حل مگردان تا قیامت مشکل ما را

مکن چون لاله پیدا در جهان داغ دل ما را

خیالی ساز یارب هر جا که در بزم ما سازد

بپرداز از حکایت های عالم محفل ما را

به شادی بگذران از تنگنای زندگی یارب

مبادا غم در این وادی زند ره، محمل ما را

نمی خواهیم در محشر بهای خون خود از کس

همان کن روبرو یک بار با ما قاتل ما را

به آبروی خشک خویشتن شادیم چو گوهر

مبادا تر کنی با آب حیوان ساحل ما را

ز بی دردان عالم درد ما را کس چرا پرسد

که غیر از صاحب دل کس نمی داند دل ما را

چو گردد استخوانم نرم ای پیر مغان بشنو

که گر افتد نه برداری ز پای خم گل ما را

دل ما را همین سرگرم دارد در خرابی‌ها

که کس جز ما نمی‌داند سعیدا منزل ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعا و درخواست از خدا اختصاص دارد. شاعر از خداوند می‌خواهد که مشکلات او را تا قیامت حل نکند و دل‌تنگی خود را به مانند لاله در جهان نشان ندهد. او از خدا می‌خواهد که هر جایی که شادی در بزم او ایجاد می‌شود، از داستان‌های حزن‌انگیز دور باشد و غم وارد زندگی‌اش نشود. همچنین، شاعر تمایل دارد که در روز قیامت با قاتل خود روبرو نشود و در عوض از آبروی خود شاد باشد. او بیان می‌کند که درد دلش را هیچ‌کس جز خود او نمی‌داند و از پیر مغان می‌خواهد که به او گوش دهد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که دلش در خرابی‌ها سرگرم است و هیچ‌کس نمی‌داند که منزل واقعی او کجاست.