شمارهٔ ۷۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
تعریف قدرت مطلع دیوان سعیداست
آن چشمه که نامش به جهان آب حیات است
یک قطره ای از دیدهٔ گریان سعیداست
لخت جگر سوخته و سینهٔ بریان
پیوسته کباب و مزهٔ خوان سعیداست
با غیر نبستیم و در دل ننشستیم
اندوه و غم و درد تو مهمان سعیداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به ستایش زیبایی و قدرت محبوبش پرداخته و آن را به نام «سعید» معرفی میکند. او از چشمی که آب حیات دنیا را به تصویر میکشد، به عنوان نمادی از احساسات عمیق و گریههای خود سخن میگوید. دل تنگ و سوختهاش مملو از غم و اندوه است و در این حال، حال و هوای غمانگیز خود را با نام «سعید» پیوند میزند و نشان میدهد که او تنها دوستش در این درد و غم است.