نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در خرابات مغانم جا بس است

از دو عالم ساغر و مینا بس است

کیست آرد طاقت نظاره اش

یک نگاه او به عالم ها بس است

شاهد همت بلندی های ما

در نظر آن قامت رعنا بس است

چون دهم فردا جواب نامه را

بی زبانی های ما گویا بس است

نیست مأوایی مرا جز بحر دل

جای گوهر در دل دریا بس است

قامت او عرش را پامال کرد

عشق را معراج آن بالا بس است

از جنونم کون بر هم می خورد

عالمی را این دل شیدا بس است

در نظر داریم دایم لعل یار

شاهد ما چشم خون پالا بس است

در مذاق من سعیدا تا ابد

ذوق آن یکتای بی همتا بس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و جذبه‌های عشق و معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که در دنیای مادی، تنها یک نگاه معشوق برای او کافی است و همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زیبایی و قامت معشوق چنان بلند و چشمگیر است که به همه موجودات وجود معنا می‌بخشد. شاعر بیان می‌کند که احساسات و عشق او به گونه‌ای است که می‌تواند کل عالم را تحت تأثیر قرار دهد و برای او هیچ مأوایی جز دل و عشق نیست. در نهایت، شاعر به ذوق و شادی ناشی از عشق به یار یکتای خود تأکید می‌کند و آن را کافی و بسنده می‌داند.