نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست

هر که می خواهد ببیند روی حق، دیدار ماست

پیش رندان باده چون از جوش افتد کامل است

با ادافهمان عالم، خامشی گفتار ماست

چشم ما هرگز نشد سیر از تماشای رخش

آن که هرگز به نمی گردد دل بیمار ماست

برنمی دارد ز پایش دست، هر جا می رود

سایهٔ آن دلربا هم در پی آزار ماست

با دل سنگین خود با ما نخواهی شد قرین

شیشه و پیمانه و می زاهدا در بار ماست

از دکان خودفروشان جنس استغنا مجوی

این متاع بی نیازی خاصه در بازار ماست

ای مفسر، سیر دیوان سعیدا را بکن

آنچه در قرآن نشد معلوم، در اشعار ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان نکات عرفانی و فلسفی می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که حقیقت در باطن ما نهان است و دیدن آن نیاز به بینش عمیق دارد. او از لذت باده و عمیق‌تر شدن در حکمت و سکوت سخن می‌گوید و به عشق و محبت اشاره می‌کند، اینکه دل انسان همیشه تشنه زیبایی است. همچنین مطرح می‌سازد که در جستجوی بی‌نیازی نباید به مادیات روی آورد و اشاره به حقیقت‌های عمیق‌تری دارد که فراتر از ظواهر است. در انتها، خطابی به مفسر قرآن دارد و یادآور می‌شود که آنچه در قرآن ذکر نشده، ممکن است در اشعار او نهفته باشد. به طور کلی، شعر به جستجوی حقیقت، عشق و بی‌نیازی می‌پردازد.