شمارهٔ ۹۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است
از گل صفا و رنگ ز بلبل نوا خوش است
یک دم حضور را به جهانی نمی دهیم
عالم به کام ماست اگر وقت ما خوش است
دلبر که یار شد مزه از عشق می رود
معشوق پرستیزه و ناآشنا خوش است
دل موج خیز گریه و چشمم ز خون پر است
ساقی بیار باده صفا و هوا خوش است
مجنون من زیاده جنون می کند ز پند
بی درد را کمان که به دردم دوا خوش است
خوش دولتی است خدمت مردان راه عشق
نشنیده ای که سایهٔ بال هما خوش است؟
بگذر ز کار عالم و بگذار با فلک
کاین خانهٔ نفاق به این کدخدا خوش است
سلطان به حال خویش سعیدا گر خوش است
غمگین مشو که نیز به حالش گدا خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و خوشی لحظات زندگی اشاره دارد و تاکید میکند که هر شیوهای از زندگی اگر مملو از زیبایی و صفا باشد، خوب است. شاعر بیان میکند که یک لحظه حضور و عشق، ارزش بیشتری از همه چیز دارد و اگر حال دل خوش باشد، جهان به کام ماست. او از عشق و پرستش معشوق صحبت میکند و به زیبایی لحظات با ساقی و میگساری اشاره میکند. همچنین، نسبت به عشق و خدمت به مردان راه عشق ابراز خوشحالی میکند و به بیتفاوتی نسبت به مسائل دنیوی و نفاقهای اجتماعی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به حالت رضایت و خوشی از زندگی، حتی در سختیها و غمها، اشاره میکند.