شمارهٔ ۹۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حرف آن لب شنفتنم هوس است
سخن از باده گفتنم هوس است
سر او را که اظهر است از شمس
باز در دل نهفتنم هوس است
چون صبا خاک راه جانان را
به دم خویش رفتنم هوس است
عمرها غنچه خسب باید بود
نفسی گر شکفتنم هوس است
پرده از روی کار من بردار
گل داغم شکفتنم هوس است
در شب وصل، می به صرفه مده
مست با یار خفتنم هوس است
ای سعیدا ز حافظ امدادی
«شعر رندانه گفتنم هوس است»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و تمایلات عاشقانه و اشتیاق نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از هوس و آرزوهای خود میگوید، از جمله شنیدن سخن معشوق، صحبت درباره باده، و نشان دادن عشق خود. او به زیبایی و دلکش بودن خود اشاره کرده و خواستهاش را از معشوق ابراز میکند. در پایان، از حافظ میخواهد که به او کمک کند تا بتواند احساساتش را به زیبایی در قالب شعر بیان کند. به طور کلی، شعر حس عمیق عشق، اشتیاق و نیاز به وصال را منعکس میکند.