نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باعث آمدن روح به ابدان، عشق است

سبب معرفت حضرت انسان عشق است

آفتاب از نفس صبح محبت شد گرم

مرشد و پیشرو صاف ضمیران عشق است

مصر را یوسف ما کرد به عالم مشهور

سبب گرمی بازار عزیزان عشق است

ناشناسیم و در این خانه به عجز آمده ایم

منعمان راست سلام و به فقیران عشق است

یار بگشود سر زلف شب یلدا را

ای جگرسوختگان شام غریبان عشق است

هر که مرد است بجز عشق ندارد کاری

کسوت و کاسبی و پیشهٔ مردان عشق است

کی گرفتار به زلف و خم کاکل می شد

چه کند کس به میان سلسله جنبان عشق است

چه کنی گر نگذارند سعیدا آن جا

یار بی رحم، تو سودایی و دربان عشق است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر وجود و زندگی انسان‌هاست. شاعر از عشق به عنوان منبع معرفت و زندگی یاد می‌کند و بیان می‌کند که عشق موجب روشنایی و گرمی در دل‌ها می‌شود. او به ارتباط عشق با معروفیت و خوشبختی، همچنین به جدایی و درد عاشقان اشاره دارد. در نهایت، شاعر به ناچاری انسان‌ها در برابر عشق و اینکه چگونه زندگی آنها تحت تأثیر عشق قرار می‌گیرد، می‌پردازد. عشق در این شعر محور زندگی و تلاش‌های انسانی است و بدون آن، هیچ فعالی وجود ندارد.