نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العین صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر صولی که داند سر کونین

نماید شرح از ذوالعقل و العین

کسی باشد که بد و ماسبق دید

حق اندر خلق و خلق اندر بحق دید

نشد محجوب در هر یک ز دیگر

نه بیند بلکه جز واحد سراسر

حق از وجهی و خلق از وجه دیگر

نه محجوب از شهود وجه اکبر

بود آن وجه اکبر عین واحد

که واحد جمله را بیند مشاهد

مزاحم نیست کثرت بر شهودش

که در کثرت عیان باشد وجودش

بکثرت جلوه گر ذات الاحد دید

احد کی دیده صاحب رمد دید

تو با هم بینی ار مرآت و صورت

بدون غفلت از مرآت و طلعت

شهود هر دو در توحید سالم

ز یکدیگر تو را نبود مزاحم

تبا شد حاجبی پیش تو ما بین

تو را خواند صفی ذوالعقل و العین

در این کثرت نه بینی جز احد را

کنی راجع بیک واحد دو صد را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبیین مفهوم وحدت وجود و یگانگی حق و خلق می‌پردازد. شاعر به وجود یک صلح و هماهنگی بین حق و مخلوق اشاره می‌کند و می‌گوید که کسی که حقیقت را درک کند، می‌تواند حق را در مخلوقات و مخلوقات را در حق ببیند. او بیان می‌کند که در این دیدار، هیچ کدام از دو وجه (حق و خلق) بر دیگری محجوب نیستند و هر دو در یک زمان قابل مشاهده‌اند. در واقع، این دید باید بدون غفلت از هر یک از آن‌ها باشد. در نظر شاعر، کثرت موجودات مانع از شهود و درک یگانگی نیست و در کثرت، ذات یگانه خدای متعال وجود دارد. در نهایت، تأکید می‌شود که در تمامی این کثرت‌ها، نباید جز وجود واحد را دید.