بخش ۱۴۹ - سوادالوجه صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سوادالوجه فیالدارین رازیست
که از بهر فقیران امتیازیست
از آن فقر حقیقی مرتسم شد
رجوع عبد بر اصل عدم شد
بدنیا و آخرت پنهان و پیدا
فنا فیالله گردید او بیکجا
از آن کارسیه رویان بکام است
هولله است هر فقری تمام است
سوادالوجه چون گشتی زدارین
ز پیشت خاست یکجا گرد کونین
نه عالم ماند و نی آثار عالم
نه یاد خلق و نه دیدار عالم
چنان ثابت کند در خود فنا را
که نه خود را بداند نه خدا را
ز عارف حیرت اندر حیرت اینست
فنای فیالفنا در وحدت اینست
چون کونینش ز خاطر شد فراموش
نداند هم که یارستش هم آغوش
سوادالوجه دون اینمقام است
در اینجا فقرها تام التمام است
در اینجا جای تقریر و بیان نیست
ز فقر و از فقیر اینجا نشان نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مفهوم فقر و فنای در خداوند است. شاعر به اهمیت و ارزش فقر حقیقی اشاره میکند که به انسان، به ویژه فقیران، امتیاز میدهد. او بیان میکند که در حالتی از فنا و وحدت با خداوند، نه از عالم و یاد خلق خبری است و نه حتی خود را میشناسد. این وضعیت نشاندهنده مرتبهای از عرفان است که در آن انسان به کمال فقر میرسد و هیچ چیزی جز خداوند نمیبیند. شاعر تأکید میکند که در این مقام، دیگر بحث و گفتوگویی درباره فقر و فقیر وجود ندارد، زیرا در اینجا همه چیز به خداوند متصل است و به نوعی از عدم و عدم شناخت میرسد.