نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۸۹ - عبدالروف صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر از اولیا عبدالروف است

که در رأفت چو شمس بی‌کسوفست

بخلقش رأفت است افزون که برخود

مساوی رأفتش بر نیک و بر بد

بدی هم با بدانش محض جوداست

که از رأفت یکی حفظ حدود است

نماید گرچه نقمت در نظرها

ولی دارد به نیکوئی اثرها

دهد بر کس اگر او گو شمالی

برد نقصی و افزاید کمالی

دو ابهر مریض آن حرز جانست

خورانی گر باو حلوازیان است

حدود شرع یکجا این چنین است

ز بهر پاس ملک و جان و دین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره شخصیت و ویژگی‌های والای یکی از اولیا به نام عبدالروف است. او به عنوان فردی توصیف می‌شود که محبت و رأفتش همچون خورشید است و نسبت به همه، چه نیکوکاران و چه بدکاران، عدالت و محبت دارد. حتی بدی‌هایی که ممکن است به نظر بیاد، در واقع به منظور حفظ حدود الهی و مصلحت عمومی است. نویسنده بیان می‌کند که رأفت عبدالروف مبتنی بر اصول شرعی و احکام دینی است و برای پاسداری از دین، جان و سرزمین شکل گرفته است. توصیف شده که او به دیگران کمال می‌بخشد و در عین حال، با بدی‌ها نیز با جود و سخاوت برخورد می‌کند.