بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرام صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیان ما ز عبد ذوالجلال است
که اعلی و اجل در هر کمال است
اجل و اکرامش حق کرد و جا داشت
که بر جیا آنچه جز حق بود بگذاشت
باوصاف الهی متصف شد
بدل شمس جلالش منکشف شد
چنان کاسمای او باشد معلا
ز توصیف و تنزه نزد دانا
هم اینسانند ارباب سرائر
که اسماء را شدند آنها مظاهر
نه بیند دشمنی او را برؤیت
مگر کز وی بدل گیرد مهابت
گرامی دارد او هم متقین را
نماید خوار و پست اعدادی دین را
ز هر وصفی که پنداری اجل است
دو عالم نزد اجلالش اقل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات درباره عظمت و جلال خداوند و صفات او صحبت میکند. شاعر میگوید که خداوند در اوج کمال و بزرگی است و هیچ چیزی نمیتواند به او نزدیک شود. او به وصفهای الهی متصوف شده و وجودش مانند خورشید بر هر چیزی روشنایی میبخشد. همچنین، اشاره میشود که درک خداوند برای افرادی که درک عمیقتری دارند، بهخصوص در برابر افراد نیکوکار و پرهیزکار، باید با احترام و عظمت باشد. در نهایت، بیان میکند که دو جهان در مقایسه با جلال خداوند بسیار کوچک هستند.