نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۹۵ - عبدالمغنی صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو عبدالمغنی آن را دان بمعنی

که بر انجاح حاجاتست مغنی

ز بعد از آنکه آن سلطان ذاتش

غنی کرد از تمام ممکناتش

نمودش بهر انجاح مطالب

بموجودات مغنی ذات واجب

غنای حق ازو چون ظل ممدود

رسد بیفاصله بر کل موجود

به نسبت باز اشیاء را بمعنی

بهم فرمود حق محتاج و مغنی

غنی باشد ز جوی و شط اگریم

بود محتاج آب آسمان هم

‌بدانی تا تو حق ذوالمنن را

غنای او و فقر خویشتن را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم غنا و فقر در رابطه با خداوند و مخلوقات می‌پردازد. شاعر می‌گوید که خداوند (ذو المنن) به عنوان منبع غنا، تمام نیازها و حاجات مخلوقات را برآورده می‌کند. همه موجودات به نوعی محتاج هستند و به خداوند غنی نیازمندند. خداوند بی‌نیاز از هر چیزی است، در حالی که مخلوقات برای ادامه حیات خود به او وابسته‌اند. شاعر این نکته را نیز یادآوری می‌کند که حتی منابع طبیعی مانند آب نیز به خداوند وابسته‌اند. در نهایت، او به ما می‌آموزد که درک کنیم غنای حقیقی از آن خداوند است و ما باید به فقر و نیازمندی خود واقف باشیم.