نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۴۳ - القبض صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شوداز قبض وقت مر دره تنگ

ز وحشت پای رفتارش شود لنگ

بود آن وحشتش از صد و هجران

خلاف بسط کز انس است و احسان

بود اغلب که بعد از بسط آید

از آن سوء ادب کز بسط زاید

ز قبض و بسط ما را مدعا چیست

خود آنرا فرق با خوف و رجا چیست

بود خوف و رجا خود از بدو خوب

توقع کش بداز مکروه و مرغوب

بود خوفش ز مکروهی که آید

رجایش هم ز مرغوبی که خواهد

و لیکن قبض و بسط اندر ظواهر

تعلق دارد آن بر وقت حاضر

باینمعنی که حال نقد چونست

بر او این نیل کوثر یا که خونست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی حالت‌های "قبض" و "بسط" در روابط انسانی و تجربیات روحی می‌پردازد. قبض به معنای تنگی و محدودیت و بسط به معنای گسترش و آزادی است. شاعر از وحشتی سخن می‌گوید که از جدایی و فاصله ناشی می‌شود و این وحشت باعث لنگی و عدم حرکت می‌شود. او به جوانب مختلف ترس و امید اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که این احساسات به وضعیت فعلی افراد بستگی دارد. در نهایت، علامت‌گذاری بین این حالات و تأثیر آنها بر تجربه‌های فردی به تصویر کشیده می‌شود.