بخش ۴ - الاتصال صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کنون بشنو که در ضمن مقالت
کنم واقف ز سر اتصالت
عیان عید باشد ذات خود را
بهستی متصل ذات الاحد را
ابا قطع نظر اندر کم و بیش
ز تقیید وجود عینی خویش
ز حق در نفی آثارت مجالی
شد ار پیدا بعین اتصالی
همانا بر کلامم بر نخوردی
باین تحقیق نیکو پی نبردی
دم رحمن چون بینی در شهودت
مددها کاید از شاه وجودت
بحدی تا که بینی هستی تو
باو باقیست بی همدستی تو
در اینجا خواست گرد افتراقت
تو رفتی آمد آنمه در وثاقت
نبود او جز تو مانع این دوئی بود
جدائیها زمائی و تویی بود
جدائیرا چو هشتی عین اوئی
نگنجد بین واحد تار موئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن با زبانی عمیق و فلسفی، صحبت از ارتباط و اتصال با ذات الهی (الاحد) و حقیقت وجودی انسان شده است. بیان میشود که عید و شادی وجود در واقع به اتصال با این ذات مقدس برمیگردد. نویسنده از ویژگیهای وجود انسانی و محدودیتهای آن صحبت میکند و تأکید دارد که جداییها تنها در دنیای مادی و ظاهری وجود دارند و در حقیقت، انسان و الهی یکی هستند. این جداییها در واقع از تصور و ذهن ما ناشی میشود و در اصل، همه چیز در وحدت واقعی میگنجد. در نهایت، بر اهمیت درک و شهود این حقیقت تأکید شده است.